«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۹۵
مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
می خواه و گل افشان کن، از دهر چه میجویی؟
این گفت سحر بلبل، ای گل تو چه میگویی؟
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را
لب گيری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بياموزد از قد تو دلجویی
تا غنچهی خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که میرویی؟
امروز که بازارت پرجوش خريدار است
درياب و بنه گنجی از مايهی نيکویی
چون شمعِ نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی
آن طره که هر جعدش صد نافهی چين ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوشخویی
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزلگویی