در این بخش میبینیم که نظریه حکومتی پیرامون بروی کارآمدن رضا شاه توسط انگلستان و نسبت دادن اقدامات وی در جهت مصالح لندن، با مشکلات فراوانی روبرو ست. از جملهی بنبستها، سیاستِ معروفِ "تفرقه بیانداز و حکومت کن" است که به استعمار نسبت داده میشود. درحالیکه نخستین ومهم ترین اقدام رضاشاه ایجاد وحدت و یکپارچگی ایران بود؛ دقیقا خلاف آن سیاست.
پایان کار رضا شاه، بنبست بعدی است. اگر رضا شاه عامل انگلستان میبود، چه نیازی بود تا لندن بهاتفاق روسیه ایران را اشغال نمایند و وی را ازقدرت برکنار نمایند؟...
در این بخش میبینیم که نظریه حکومتی پیرامون بروی کارآمدن رضا شاه توسط انگلستان و نسبت دادن اقدامات وی در جهت مصالح لندن، با مشکلات فراوانی روبرو ست. از جملهی بنبستها، سیاستِ معروفِ "تفرقه بیانداز و حکومت کن" است که به استعمار نسبت داده میشود. درحالیکه نخستین ومهم ترین اقدام رضاشاه ایجاد وحدت و یکپارچگی ایران بود؛ دقیقا خلاف آن سیاست.
پایان کار رضا شاه، بنبست بعدی است. اگر رضا شاه عامل انگلستان میبود، چه نیازی بود تا لندن بهاتفاق روسیه ایران را اشغال نمایند و وی را ازقدرت برکنار نمایند؟
البته در پارادیم سیاسی فرورفته در تئوری های توطئه در ایران، ابزاری بنام "تاریخ مصرف" وجود دارد که برکناری امثال رضاشاه،صدام حسین،بن لادن یا ابوبکر بغدادی را که وابسته به غرب میپندارند،بکمک آن توجیه مینماید. از بین رفتن هر چهرهای که بزعم تحلیلگران دولتی در ایران وابسته به غرب بوده اند اما بدست خود غربیها ازقدرت برکنارشده اند،بمدد ابزار تحلیلی "پایان یافتن تاریخ مصرف" آن شخصیت، تحلیل و تبیین میشود. در پاسخ به علت برکناری رضاشاه هم توسط انگلیسی ها همین استدلال بکار گرفته شده که "تاریخ مصرف او تمام شده بود".
برای فهم چگونگی ظهور رضاشاه در سپهر سیاسی ایران بجای غلطیدن در گردابی از تئوریهای توطئه، چاره دیگری بجز فهم شرایط سیاسی،اجتماعی و اقتصادی ایران درآن مقطع نداریم.
View more