قسمت صد و سی و یکم- خدو انداختنِ خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم اللّه وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست
در این بخش مولانا به داستان مبارزه ی حضرت علی با عمرو یا مبارز پهلوانی از مشرکین می پردازد که چون دشمن او بر او آب دهان می اندازد، از کشتننش صرف نظر می کند. آن گاه آن پهلوان به گفتگوی با حضرت علی آغاز می کند و از راز این ماجرا می پرسد..
قسمت صدو سی ام- گفتن پیغامبر صلّی اللّه علیه وسلّم مر زید را که این سرّ را فاش تر از این مگو و متابعت نگهدار
مولانا در این گفتار به باقی حکایت زید می پردازد و زید را رها از خواست، محو نور خورشید الهی و گذر کرده از دنیا می شمارد ، پس از شرح بیت هایی که واقعهقیامت را بازنمود می کند به مبحث ریا و نفاق که آغاز راه دیگری است می رسد
قسمت صدو بیست و نهم- بقیّۀ قصّۀ زید در جواب رسول صلّی اللّه علیه و سلّم
بسم اللّه الرحمن الرحیم/ مولانا به داستان زید با پیامبر علیه السلام بر می گردد و استدلالاتی می آورد که چرا نباید اسرار عیان شود و چرا باید در این دنیا امور غیبی در پرده باقی بماند
قسمت صد و بیست و هشتم- متّهم کردنِ غلامان و خواجه تاشان مر لقمان را
بسم الله الرحمن الرحیم/ در این گفتار مولانا از زیرکی لقمان در آشکار کردن اسرار غلامان می گوید و آن را به آشکار شدن اسرار در روز قیامت و در میان دوزخیان مرتبط می کند
قسمت صد و بیست و هفتم - پرسیدنِ پیغمبر صَلّی الله عَلیه وَ سلَّم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبَحتُ مؤمناً یا رسول الله
بسم الله الرحمن الرحیم زید ، صحابی و یار نخستین پیامبر به عنوان نمونه ای از ولی خدا که آینه حقیقت است توسط مولانا در گفتگویی با نبی معرفی می شود ، اسراری را زید در برابر یار الهی خویش بیان می کند و مولانا این اسرار را در قالب حکایتی- که معنای آن مهمتر از این است که آن شخص زید بود یا حارثه- نقل می کند.