🎊💫 مأموریت برای وطنم 🥹 🔖۲/۳✍️ محمدرضا 👑 پهلوی 😍❤️
دوستان این اپیزود ادامه ی فایلی هست که قبل تر گذاشته بودم. یه فایل دیگه ام هست که اونم بعدتر میذارم. بارها و بارها و خیلی زیاد اذیت شدم تا تونستم این فایلو آپلود کنم گرچه تا آخرین لحظه ام فکر کردم نشده. امیدوارم قدرشو بدونین 🤗🥂
فایل افشا شده پروفسور مسعود مولوی فرمانده سابق سپاه سایبری کشور که در سال ۹۸ توسط ج.ا در ترکیه ترور
مسعود مولوی وردنجانی (زادهٔ ۲۸ فروردین ۱۳۶۵ در اصفهان – درگذشتهٔ ۲۳ آبان ۱۳۹۸ در استانبول) دانشآموختهٔ مهندسی عمران دانشگاه آزاد نجف آباد بود که به دستور مأموران اطلاعاتی ایران در ترکیه ترور شد.[۲] گفته میشود او یکی از عوامل امنیتی (در وزارت دفاع ایران در حوزه امنیت سایبری و اطلاعات سپاه) بود که بعداً منتقد حکومت شد. او را گرداننده اصلی کانال افشاگر «جعبه سیاه» میدانند که بارها با انتشار اسنادی بیت رهبری، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی ایران را متهم به فساد مالی و ترور مخالفان از جمله ترور شخصیتهای هستهای ایران کرد. او همچنین پیش از خروج از ایران در مطبوعات به عنوان مخترع نخبه و مدالآور معرفی شده بود.[۳][۴][۵] مسعود مولوی دو سال پیش از مرگ ایران را ترک کرد و به ترکیه رفت. او در روز ۲۳ آبان (۱۴ نوامبر) در استانبول با شلیک گلوله به قتل رسید. رویترز گزارش داد مقامات رسمی و امنیتی ترکیه گفتهاند که بر اساس تحقیقات، دو دیپلمات ایرانی در این قتل دست داشتهاند و کنسولگری ایران در ترکیه محل فرماندهی عملیات بودهاست.[۳][۴][۵] ویکیپدیا
نمایش شنیداری مرغ دریایی 🕊️ اثر ✍️ : آنتوان چخوف
مانند دیگر نمایشنامه های بلند چخوف، مرغ دریایی بر گروهی متشکل از شخصیت های متنوع و کاملاً توسعه یافته تکیه دارد. برخلاف ملودرام جریان اصلی تئاتر قرن نوزدهم ، کنشهای مبهم (مانند تلاشهای کنستانتین برای خودکشی) روی صحنه نمایش داده نمیشوند. کاراکترها تمایل دارند در زیر متن صحبت کنند تا مستقیم. شخصیت تریگورین یکی از بزرگترین نقش های مردانه چخوف به حساب می آید. شب افتتاحیه اولین تولید یک شکست معروف بود. ورا کومیسارژفسکایا با بازی نینا از خصومت تماشاگران چنان ترسیده بود که صدای خود را از دست داد. چخوف تماشاگران را ترک کرد و دو عمل آخر را در پشت صحنه گذراند. وقتی حامیان به او نوشتند که این تولید بعداً موفقیت آمیز شد، او تصور کرد که آنها صرفاً سعی می کنند مهربان باشند. هنگامی که کنستانتین استانیسلاوسکی ، هنرپیشه برجسته تئاتر روسیه در آن زمان، آن را در سال 1898 برای تئاتر هنری مسکو خود کارگردانی کرد ، این نمایش یک پیروزی بود. تولید استانیسلاوسکیتبدیل به "یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ تئاتر روسیه و یکی از بزرگترین تحولات جدید در تاریخ نمایش جهانی " شد. کارگردانی استانیسلاوسکی باعث شد که مرغ دریایی از طریق علاقه بیش از حد به مفهوم زیرمتن به عنوان یک تراژدی تلقی شود، در حالی که چخوف قصد داشت آن را یک کمدی باشد. گفته شده است که نمایشنامه "منظره ای از ضایعات" است (مانند در ابتدای نمایش وقتی مدودنکو از ماشا می پرسد که چرا همیشه مشکی می پوشی، او پاسخ می دهد "چون من در سوگ زندگی ام هستم."). [40] این نمایشنامه با هملت شکسپیر نیز رابطه بینامتنی دارد . [41] آرکادینا و ترپلیوف خطوطی از آن را قبل از بازی در نمایشنامه در اولین پرده نقل می کنند (و این وسیله خود در هملت استفاده می شود ). اشارات زیادی به جزئیات طرح شکسپیر نیز وجود دارد. به عنوان مثال، ترپلیو به دنبال این است که مادرش را از پیرمرد غاصب تریگورین پس بگیرد، همانطور که هملت تلاش می کند ملکه گرترود را از عمویش کلودیوس پس بگیرد . ترجمه ویرایش کنید مرغ دریایی برای اولین بار در نوامبر 1909 برای اجرای تئاتر سلطنتی گلاسکو به انگلیسی ترجمه شد . [42] تام استوپارد در مقدمه نسخه خود نوشت: "شما نمی توانید مرغ های دریایی انگلیسی زیادی داشته باشید: در تقاطع همه آنها، مرغ روسی برای همیشه گریزان خواهد بود." [43] در واقع، مشکلات با عنوان نمایش شروع می شود: هیچ دریایی در نزدیکی تنظیمات نمایشنامه وجود ندارد، بنابراین پرنده مورد نظر به احتمال زیاد یک مرغ دریایی ساکن دریاچه مانند مرغ دریایی معمولی (larus canus ) بود .) به جای یک نوع دریایی. در زبان روسی هر دو نوع پرنده چایکا نامیده می شوند که در زبان انگلیسی صرفاً به معنای "گوشت دریایی" است. با این حال، این عنوان همچنان ادامه دارد، زیرا در انگلیسی بسیار خوشآوازهتر از «گول مرغ» است که بسیار قویتر و مستقیمتر از آن است که احساسات مبهم و تا حدی پنهان در زیر سطح را نشان دهد. بنابراین، اشاره کم رنگ به دریا به عنوان نمایش مناسب تری از قصد نمایش تلقی شده است. برخی از ترجمه های اولیه مرغ دریایی مورد انتقاد محققان مدرن روسیه قرار گرفته است. ترجمه ماریان فل به ویژه به دلیل اشتباهات ابتدایی و ناآگاهی کامل از زندگی و فرهنگ روسیه مورد انتقاد قرار گرفته است. [42] [44] پیتر فرانس، مترجم و نویسنده کتاب راهنمای ادبیات آکسفورد در ترجمه انگلیسی ، درباره اقتباس های متعدد چخوف نوشت: ازدیاد و سردرگمی ترجمه در نمایشنامه ها حاکم است. در طول تاریخ چخوف در صحنههای بریتانیا و آمریکا، ما شاهد ترجمه، اقتباس، و سنگ فرش کردن نسخهای برای هر محصول جدید هستیم، اغلب توسط کارگردان تئاتری که از اصل آن اطلاعی ندارد، و از گهوارهای که توسط یک روسی تهیه شده است کار میکند آفریقایی-آمریکایی، کلاغ غرق شده ، در برادوی اجرا شد. امیلی مان اقتباسی به نام مرغ دریایی در همپتونز را نوشت و کارگردانی کرد . این نمایش در ماه مه 2008 در تئاتر مک کارتر به نمایش درآمد . [67] لیبی اپل نسخه جدیدی را انجام داد که در سال 2011 در تئاتر مارین در دره میل با استفاده از مطالب تازه کشف شده از دست نوشته های اصلی چخوف به نمایش درآمد. در روسیه قبل از انقلاب، نمایشنامه ها از دو منبع سانسور می شدند، سانسور دولتی و کارگردان. معابر حذف شده در آرشیو روسیه ذخیره شد و تا زمان سقوط پرده آهنین در دسترس نبود . [68] در سال 2011، بندیکت اندروز در اجرای نمایشنامهاش در تئاتر بلوار سیدنی، که در آن جودی دیویس ، دیوید ونهام و مایو دارمودی در آن نقش آفرینی میکردند، دوباره این اثر را در ساحل مدرن استرالیا تصور کرد. او این کار را برای کشف ایده های فضا و زمان برزخی انجام داد
🎭🎧 نمایشنامه ی تاراج ✨ نویسنده ✍️ فروغ پاشا
تاراج نمایشنامه ای بقلم فروغ پاشا چاپ 1401 نشر برگ بو ، با اجرای سعید حدادی نیک و فروغ پاشا/// خلاصه: جک و سوزان در جریان زندگی ساده ی خود و بخاطر شغل جک که یک نویسنده است، با چالشی جدید مواجه میشوند که منجر به سردی زندگی و در نهایت جدایی آنها از یکدیگر میشود. (・o・) اما این همه ی ماجرا نیست.. ⭐ این فایل شنیداری همزمان با صدور مجوز « انتشارات حروف » به مدیر مسئولی فروغ پاشا منتشر میشه✨🤗 با آرزوی موفقیت بیشتر برای این نویسنده ی پرتلاش کشورمون🪄
و اما 🪄🤩 رمان توپ مرواری اثر برجستۀ نویسنده بزرگ ایران جناب آقای استاد صادق هدایت
❗️تقدیم این کتاب صوتی به شما خردگرایان گرامی #رمان توپ مرواری نویسنده: صادق هدایت گوینده: #ناصر_زراعتی بر اساس نسخه دست نویس شده نویسنده چاپ اول سپتامبر ۲۰۰۸ در سوئد. (۱۳۸۷ شمسی) کاری مشترک از انتشارات آرش در استکهلم و خانه هنر و ادبیات در گوتنبرگ با مقدمه و توضیحات دکتر محمد جعفر محجوب #صادق_هدایت #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #همبستگی #Mahsaamini #رمان توپ مرواری این کتاب در سال ۱۳۲۶ نوشته شد، اما در زمان حیات نویسنده اجازه چاپ نیافت، نخستین چاپ کتاب به سال ۱۳۵۸ برمیگردد که به صورت زیرزمینی چاپ و منتشر شد.این کتاب در ابتدا تحت نام مستعار هادی صداقت منتشر شد. 🔳معرفی کتاب این کتاب حکایت توپی جنگی است به نام «مرواری» (در برخی نسخهها به اشتباه «مروارید» آمدهاست) این توپ جنگی پس از طی مسیری چند صد ساله به قرن معاصر رسیدهاست. صادق هدایت با بیان گذشته و تاریخچهٔ این توپ و شرح گذر این توپ از دریچهٔ تاریخ، از تاریخ جهان سخن رانده و زمین و زمان از تیغ تند انتقادش در امان نماندهاست. توپ مرواری طی مسیری عجیب که زاییدهٔ تخیّل قوی نویسنده است به حکومت شاهنشاهی (در زمان زیست نویسنده) رسیدهاست. کتاب در سالی بالاخره از ممنوعیت در آمدکه یک انقلاب به پیروزی رسیده بود. انقلابی که پایه های اصلیش در خود کتاب به سخره گرفته شده است! هدایت جمله ای را در توپ مرواری به کار نمیبرد مگر اینکه ارایه ادبی زیبایی در آن به کار رفته باشد. زبان کتاب همان زبانی است که مدت ها برای توده مردم تابو بود. یعنی انتقاد به تند ترین شکل ممکن زبان نسلی از نویسندگان مانند هدایت و چوبک که به درستی فهمیدند انتقادی که تند نباشد، انتقاد نیست. انتقاداتی تند به شاهان این سرزمین و همچنین به امامان در بخشی از این کتاب سبب شد تا کتاب توپ مرواری در هیچیک از حکومتها اعم از شاه و شیخ مجوز چاپ پیدا نکرد. اثری متفاوت و بی نطیر از صادق هدایت... هدایت در داستان نویسی از چنان نبوغ فوق العاده ای برخوردار بود که هر اثر او که چندین بار خوانده می شود باز بوی تازگی و طراوت می دهد و غبار عادت روی ان نمی نشیند . توپ مرواری این اثر جاودان هدایت که با تیزبینی خاصی نوشته شده است به نقد و بررسی جامعه ایران در چند دهه پیش می پردازد . وی با بررسی گرایش به خرافه پرستی و پرستش ابزارهای خرافی به جای زیبایی و و حقیقت کتاب را شروع می کند. 🎓▪️ بخشی از سخنرانی دکتر #غلامحسین_ساعدی بر سر مزار صادق هدایت در ۱۹ فرودین ۱۳۶۲ «سر مزار آزاده مردی از جهان جمع شده ایم هدایت در فروردین که همچون ما، آوارگان، در به در و آواره زیست و شهامت و شجاعتش تا بدان حد بود که نقطه پایان زندگیش را، عزرائیل نه، که خود گذاشت، و بدان سان که مشت بر سینه زندگی نکبت بار طبقه آلوده خویش زد، مشت محکم تری نیز بر سینه مرگ اجباري زد... هوشیاری و درایت #هدایت در این بود که به چیزی که نمی خواست تن نمی داد و هیچ چیز شکل گرفته و جا افتاده را قبول نمي کرد؛ هوشیاری او در این بود که معترض بود؛ مدام معترض بود؛ هوشیاري او در این بود که زندگی را تنها، خوردن و خوابیدن و تخم و ترکه پس انداختن، راست و ريس کردن حساب بانکی و غرغره کردن خاطرات نمي دانست... این آواره معترض را اگر انزواگر و انزواجو و مرگ طلب خوانده اند به غلط خوانده اند و نامیده اند؛ او زندگی را در پويايي مي دید؛ در بیقراری خویش می دید؛ دنبال آب زندگی بود، از حضور در مجامع رسمی و انجمنهاي ادبي امتناع داشت، قهوه خانه کنار آب کرج را بیشتر می پسندید... آزادمردان ادا درنمی آورند، آزادمردان چنان می نمایند که هستند. و این چنین بود که با مردم أخت شد... او برای همه مي نوشت... او یك روشنفکر به تمام معني بود، دم خود را به جایی نبست، از هیچ حزب و دسته دمدمی مزاج سردرنیاورد. تقلا کرد، جستجو کرد، نوشت و مدام نوشت، غریبانه زیست، آنچنان که در وطن خویش نیز غریب بود... هدایت پیوند استبداد را با تسلط مذهبی بسیار خوب می فهمید... او بوی گنداب جامعه متحجر را می فهمید. جادوگر غريبي بود. بي آن که با جانوران و حشرات ....حشر و نشري داشته باشد، همه را به روشنی مي شناخت... هدایت اگر امروز زنده بود... "حی ابن يقظان" یا "زنده بیدار" بود. روشنفکری که دم به تله نداده بود، سیر تسلیم؛ هیچ وقت سر تسلیم، در مقابل هیچ قدرتي فرونمي آورد، مطمئن ، هدایت رودرروی زور مي ايستاد، هم با قلم و هم با اسلحه. هدایت تن به خودکشی نمي داد» مجله «الفبا»، دوره جدید، جلد دوم، بهار ۱۳۶۲ (با اندکی تلخیص)